تأثیر هفت جلسه برنامه آموزشی با تواتر تمرینی انبوه و فاصله دار بر اکتساب مهارت دوچرخه سواری در پسران اتیسم و سالم شهر تهران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه رفتار حرکتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

10.22037/jrm.2020.114412.2538

چکیده

مقدمه و اهداف: اکتساب مهارت دوچرخه سواری در افراد اتیسم و سالم با توجه به شرایط تمرینی و نوع مداخله آموزشی نتایج متنوعی در پی دارد و اغلب افراد مبتلا به اتیسم این مهارت را یاد نمی‌گیرند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر هفت جلسه برنامه آموزشی ویژه با تواتر تمرین انبوه و فاصله دار بر فراگیری مهارت دوچرخه سواری در پسران اتیسم و سالم ساکن شهر تهران بود.
مواد و روش‌ها: 24 پسر اتیسم (میانگین سن 2/55 ±92/11سال) و 12 پسر سالم (میانگین سن 2/38 ± 9/33 سال) ساکن شهر تهران به صورت در دسترس و بر اساس ملاک‌های ورود، انتخاب و پس از انجام پیش آزمون تبحر مهارت دوچرخه سواری به صورت تصادفی به دو زیرگروه همگن با تواتر تمرینی متفاوت شامل تمرین انبوه ( 7 جلسه متوالی یک ساعته) و تمرین فاصله دار(تمرین به صورت یک روز در میان) تقسیم شدند. تمرینات به صورت انفرادی و بر روی دوچرخه عادی و بدون وسایل حمایتی انجام گرفت. پس از 7 جلسه آموزش، مجدداً آزمون تبحر مهارت به صورت حداقل 30 متر راندن مستقل، توانایی ترمز کردن، استارت شروع و دور زدن، به عمل آمد. داده ها با استفاده از محاسبه درصد، آزمون تی وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح معنا‌داری 0/05 تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج آزمون تی وابسته نشان داد که اکتساب مهارت دوچرخه سواری با تواتر تمرینی انبوه در گروههای اتیسم (0/01) و سالم (0/01) و تمرین فاصله دار در گروههای اتیسم (0/02) و سالم (0/00) پس از مداخله برنامه آموزشی نسبت به پیش آزمون افزایش معناداری داشت. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین اثر گروه (0/106)، تواتر تمرین (0/063) و اثر متقابل گروه و تواتر تمرین (0/269) بر اکتساب مهارت تفاوت معناداری وجود ندارد.
نتیجه گیری: یافته ها به این موضوع اشاره دارد که صرف نظر از عدم تأثیر تواتر تمرین و تفاوت‌های فردی در گروه‌های اتیسم و سالم، برنامه تمرینی ارائه شده در این پژوهش منجر به اکتساب مهارت دوچرخه سواری شد. بنابراین می‌توان به مربیان و خانواده ها پیشنهاد کرد که از برنامه حاضر به عنوان روشی با کمترین هزینه و بالاترین بهره وری برای اکتساب مهارت دوچرخه سواری در افراد اتیسم و سالم استفاده کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The effect of seven sessions of training program with massed and distributed practice frequency on the acquisition of cycling skills in autistic and healthy boy in Tehran

نویسندگان [English]

  • Maalek Mirzaei 1
  • Farhad Ghadiri 1
  • Saeed Arsham 1
  • Hamid Rajabi 2
1 Department of Motor behavior, Kharazmi university, Tehran, Iran
2 Department of sport physiology, Kharazmi University, Tehran , Iran
چکیده [English]

Background and Aim: Acquisition of cycling skills in autistic and healthy people has different results depending on the training conditions and type of educational intervention, and most people with autism do not learn this skill. The aim of the present study was to compare the effect of seven sessions of special training program with the frequency of massed and distributed practice on the acquisition of cycling skills in autistic and healthy boys living in Tehran.
Materials and Methods: 24 autistic boys (mean age:11.92 ± 2.55 years) and 12 healthy boys (mean age: 9.33 ± 2.38 years) living in Tehran were available and based on inclusion criteria, selected and after performing a pre-test of cycling skills proficiency randomly into two homogeneous subgroups with different training frequencies including massed practice (7 consecutive one-hour sessions) and distributed practice (practice every other day) were divided. The exercise were performed individually on a normal bicycle without support equipment. After 7 training sessions, repeat the proficiency test as at least 30 meters of independent driving, the ability to brake, start and turn, was done. Data were analyzed using percentage calculation, dependent t-test and analysis of covariance at the significance level of 0.05.
Results: The results of dependent t-test showed that the acquisition of cycling skills with massed practice in autism (0.01) and healthy (0.01) groups, and distributed practice in autism (0.02) and healthy (0.00) groups, after the intervention, educational program had a significant increase compared to the pre-test. Also, the results of analysis of covariance showed that between the effects of the group (0.106) frequency (0/063) and interaction group & frequency (0.269) there is not significant difference in skill acquisition.
Conclusion: Findings indicate that regardless of the lack of effect of exercise frequency and individual differences in autistic and healthy groups, the training program presented in this study led to the acquisition of cycling skills. Therefore, educators and families can be suggested to use the current program as a method with the lowest cast and highest efficiency to acquire cycling skills in autistic and healthy people.

کلیدواژه‌ها [English]

  • cycling skills
  • massed practice
  • distributed practice
  • Autism