Document Type : Review Article
Authors
1 Department of Physical Education and Sport Sciences, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Yazd University, Yazd, Iran.
2 Department of Physical Education and Sport Sciences, Faculty of Humanities, Branch Yazd, Islamic Azad University, Yazd, Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
Introduction
Genu varum (GV) is one of the most common disorders of the knee joint, where the medial femoral condyles get away from each other, the affected person walks on the lateral part of the foot, or there is an internal rotation at the tibia. The GV deformity can increase the risk of injury to the anterior cruciate ligament, posterior cruciate ligament, medial meniscus and medial ligament of the knee joint. By changing the quality of postural control, disrupting the line of gravity relative to the base of support, and changing the direction of the line of gravity from the center of the knee to its inner part, the GV deformity can lead to changes in balance and increase the risk of falling.
Considering the biomechanical changes created in an abnormal direction during transitional activities such as walking and running, it is necessary to find different treatment methods to prevent the progression of injury in people with GV. Corrective exercises are one of the effective non-invasive methods for these people. Studies have shown the positive effects of corrective exercises on reducing musculoskeletal disorders. Some of the corrective exercises for improving GV include theraband exercises, neuromuscular training, National Academy of Sports Medicine (NASM) exercises, combined exercises, quadriceps exercises, traditional exercises, squats, stretching exercises, and Pilates. Due to the importance of this issue and the lack of a review study, this article was aims to review the corrective exercise protocols for people with GV.
Materials and Methods
This is a narrative review study. The related articles published from 2013 to 2023 on corrective exercises for people with GV were searched in international databases (Springer, Semantac ScienceDirect, Google Scholar, PubMed, and national databases (Scientific Information Database (SID), IranDoc, MagIran) using the keywords “corrective exercise”, “protocol”, “Q angle” “, “genu varum”. Based on the inclusion criteria, 14 articles were finally selected.
Results
Among the 14 reviewed studies, 3 studies used NASM exercises as a corrective exercise, which reduced the distance between the knees and improved the GV. One study used strengthening/stretching exercises, improving the plantar pressure distribution and gait patterns in people with GV. Also, two studies used theraband exercise, which resulted in reducing the distance between the knees, increasing the Q angle, and increasing static and dynamic balance. Other studies used the corrective exercise continuum (CEC) method. Based on their results, in the dominant limb, the CEC led to a 40% reduction in the peak knee internal rotation angle, a 47% reduction in peak hip abduction, a 60% reduction in peak hip external rotation angle, and a 26% reduction in the peak ankle dorsiflexion angle, and a 46% increase in the peak knee external rotation angle. In the non-dominant leg, it reduced the peak ankle inversion by 63%, peak ankle eversion by 91%, peak foot internal rotation by 50%, peak knee internal rotation by 29%, peak hip abduction angle by 38%, and peak hip external rotation angle by 60%.
Conclusion
According to studies, various exercises are used to correct the GV deformity by reducing the distance between the knees and the knee adductor rotation torque, improving balance, proper plantar pressure distribution, reducing pain, and improving physical performance. Considering that the studies have been conducted in different conditions (e.g., different sample sizes, laboratory conditions, tools, etc.), it is not possible to conclude which protocol has the best effect; however, some effective protocols include the NASM exercises, CEC, and theraband exercise.
Ethical Considerations
Compliance with ethical guidelines
All ethical principles are considered in this article. This article is a systematic review with no human or animal samples. No ethical code was given to this article.
Funding
This research did not receive any grant from funding agencies in the public, commercial, or non-profit sectors.
Authors' contributions
The authors contributed equally to preparing this article.
Conflict of interest
The authors declared no conflict of interest.
Acknowledgments
The authors would like to thank all participants for their cooperation in this study.
مقدمه و اهداف
مفصل زانو بهعنوان رابطی بین قسمتهای فوقانی و قسمتهای تحتانی نقش بسیار مهمی را در حمایت از بدن و انتقال وزن بدن دارد. هرگونه تغییر و دفورمیتی در مفصل زانو بر ویژگیهای بیومکانیکی و عملکرد حرکتی افراد تأثیر میگذارد [1].
ژنوواروم یکی از شایعترین ناهنجاریهای مفصل زانو است که از نشانههای آن دور شدن کوندیلهای داخلی استخوان ران از یکدیگر، راه رفتن فرد مبتلا بر روی لبه خارجی پا و پیچش داخلی استخوان درشتنی است. در زنان میانسال یائسه، بهویژه زنانی که با ضعف عضلانی و کاهش تراکم استخوان مواجه هستند، ژنوواروم بهسرعت پیشرفت میکند که ممکن است منجر به درد، از دست دادن عملکرد و کاهش کیفیت زندگی شود [2]. مفصل زانو شایعترین مفصل تحملکننده وزن است و استئوآرتریت عمدتاً در بخش داخلی مفصل تیبیوفمورال رخ میدهد. بیماران مبتلا به استئوآرتریت اغلب زانوهای واروس دارند و معمولاً از درد و سفتی زانو و همچنین مشکلات در فعالیتهای روزمره شکایت دارند [3]. وضعیت کشکک نیز با بیماری زانو ارتباط دارد و انحراف داخلی کشکک ممکن است به درد زانو و آرتروز منجر شود. همچنین این عارضه ممکن است در اثر ضعف در رباطهای حمایتکننده مفصل زانو ایجاد شود و درنتیجه به کوتاهی در نوار ایلیوتیبیال بینجامد، که این موارد سبب ایجاد آسیب در اندام تحتانی، مانند شکستگی فشاری در ساق پا، پیچخوردگی مزمن مچ پا، درد قسمت تحتانی کمر و استئوآرتریت میشود. ناهنجاری ژنوواروم میتواند خطر آسیبپذیری رباط متقاطع قدامی، رباط متقاطع خلفی، منیسک داخلی مفصل زانو و رباط داخلی زانو را افزایش دهد. همچنین با تغییر کیفیت کنترل قامت، برهم زدن خط جاذبه نسبت به سطح اتکا و تغییر مسیر خط جاذبه از مرکز زانو به قسمت داخلی آن [4] میتواند به تغییرات در شاخص تعادل فرد و افزایش خطر افتادن فرد منجر شود.
براساس فاصله اندازهگیریشده جداسازی در خط مفصل تیبیوفمورال، ژنوواروم به 4 درجه طبقهبندی میشود. درجه 1: کمتر از 2/5 سانتیمتر؛ درجه 2: 2/5 تا 5 سانتیمتر؛ درجه 3: 5 تا 7/5 سانتیمتر و درجه 4: بیشتر از 7/5 سانتیمتر [5]؛ انسان در طول عمر خود حدود 185035 کیلومتر راه میرود [6]. پا، انتهاییترین نقطه زنجیره حرکتی انسان در حین حرکات انتقالی است. ازنظر بیومکانیکی اندام تحتانی باید بتواند نیروهای خمشی، پیچشی، برشی و فشاری را بهخوبی در فاز تحمل وزن راه رفتن توزیع کند. توزیع نامناسب این نیروها ممکن است باعث حرکت غیرطبیعی و وارد شدن بار اضافی بر بافتهای پا شود که در نتیجه ناکارایی عضلات و آسیب بافتهای نرم به وجود میآید. زمانی که بدشکلی عملکردی یا ساختاری در مفصل پدید آید، مفاصل مجاور با حرکات جبرانی تعادل را برقرار میکنند. برای مثال در ناهنجاریهای زانوی پرانتزی یا ضربدری زانو، مفصل سابتالار ازطریق حرکات سوپینیشن یا پرونیشن باعث تعدیل ناهنجاری زانو میشود [7].
باتوجهبه تغییرات بیومکانیکی ایجادشده در راستای غیرطبیعی هنگام فعالیتهای انتقالی مانند راه رفتن و دویدن، یافتن شیوههای درمانی مختلف جهت جلوگیری از پیشرفت آسیب در افراد با ناهنجاری ژنوواروم ضروری است. تمرینات اصلاحی یکی از روشهای درمانی غیرتهاجمی مؤثر برای این افراد است [8]. مطالعات اثرات مثبتی از تمرینات اصلاحی برای بهبود اختلالات عضلانیاسکلتی را با مقدار مناسب نشان دادهاند [9, 10] درمان عارضه ژنوواروم به فهم بیشتر درباره چگونگی بهبود عوامل خطرزای بیومکانیک مرتبط با آسیب زانو کمک میکند [11]. در گروهی از برنامههای تمرینات اصلاحی برای عضلات ضعیفشده تمرینات تقویتی و برای گروه عضلات کوتاهشده تمرینات کششی استفاده شده است که این تمرینات کاهش حداکثر زاویه دورسی فلکشن مچ پا، چرخش داخلی زانو، چرخش داخلی پا، ابداکشن ران و چرخش خارجی ران در پای غالب را در پی دارد. همچنین سبب کاهش زاویه چرخش رو به داخل مچ پا، حداکثر زاویه چرخش رو به خارج مچ پا، چرخش خارجی ران، چرخش داخلی پا، چرخش ابداکشن ران و چرخش داخلی زانو در پای غیرغالب هنگام راهرفتن میشود [11]. از تمرینات اصلاحی دیگری که در بهبود این ناهنجاری مورد استفاده قرار گرفته است میتوان به تمرین با کش تراباند، تمرینات عصبیعضلانی، تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزشیNASM، تمرینات ترکیبی، تمرین بر روی عضله چهار سر ران، تمرینات اصلاحی سنتی، اسکوات، تمرینات کششی و تمرینات پیلاتس اشاره کرد. باتوجهبه اهمیت این موضوع و عدم وجود مطالعه مروری، مقاله حاضر با هدف مطالعه مروری بر پروتکلهای حرکات اصلاحی در افراد دارای ژنوواروم شکل گرفت.
مواد و روشها
مطالعه حاضر از نوع مروریروایتیبا هدف بررسی پروتکلهای اصلاحی در افراد دارای ژنوواروم بود. برای این منظور تحقیقات منتشرشده با محدودیت زمانی از سال 2013 تا 2023 که بر روی پروتکلهای اصلاحی دررابطهبا افراد با ناهنجاری ژنووارروم انجام شده بود بررسی شدند. برای دستیابی به این هدف در مطالعه حاضر بررسی مقالات علمی موجود در پایگاههای الکترونیکی پابمد، گوگلاسکالر، ساینس دایرکت، اسپیرینگر و سمنتاک با استفاده از کلیدواژههای corrective exercise, protocol, Q angle, genu varum انجام شد. همچنین در ایران نیز بانکهای اطلاعاتی مگیران، ایرانداک و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی با کلید واژههای زانوی پرانتزی، ژنوواروم و حرکات اصلاحی، پروتکل مورد بررسی قرار گرفتند. 14 مقاله براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند (تصویر شماره 1).
معیارهای ورود: به زبان فارسی یا انگلیسی باشد؛ در نشریات علمیپژوهشی یا سطوح بالاتر چاپ شده باشد؛درمورد پروتکلهای حرکات اصلاحی مربوط به ژنوواروم باشد؛دسترسی کامل به متن مقاله وجود داشته باشد؛درمورد حداقل 2 مورد کلیدواژههای مذکور اطلاعاتی ارائه شده باشد. معیارهای خروج: درمانهای دارویی؛ جراحی.
حاصل جستوجوهای صورتگرفته براساس معیارهای ورود به تحقیق درنهایت به شناسایی 200 مقاله درزمینه ناهنجاری ژنوواروم انجامید و پس از ارزیابیهای اولیه در عنوان و خلاصه مقاله، براساس معیارهای ورود مقالاتی که مورد قبول واقع نشدند از مطالعه حذف و اگر اطلاعات کافی در عنوان و چکیده آنها مشاهده نمیشد، متن کامل مقاله مورد مطالعه قرار میگرفت. در انتها 14 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند.
یافتهها
در پژوهشهای بررسیشده، مطالعات بر روی افراد دارای ژنوواروم انجام شده است. در 9 مطالعه برای اصلاح ناهنجاری ژنوواروم از تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزشی، تمرینات کششیتقویتی ، تراباند، تمرینات اصلاحی پیوسته، تمرینات عصبیعضلانی، برنامه اصلاحی ترکیبی و پیلاتس، به عنوان مداخله استفاده شده است و تأثیر پروتکلها بر اصلاح ژنوواروم و متغیرهای وابسته مورد بررسی قرار گرفته است. در 6 مطالعه مقایسهای بین تمرینات اصلاحی سنتی ـ آکادمی ملی پزشکی ورزشی، کنزیوتیپ ـ حرکات اصلاحی منتخب، تمرینات عصبیعضلانی ـ تمرینات چهار سر ران، کششی ـ تراباند و اسکوات با پنجه رو به داخل ـ اسکوات معمولی براساس میزان تأثیرگذاری بر ژنوواروم انجام گرفته است. مختصری از روند انواع مطالعات، آزمودنیها، مداخلهها، متغیرهای وابسته و نتایج پژوهش در جدول شماره 1 نمایش داده شده است .
از میان 14 مطالعه مرورشده در 1 مورد از تمرینات کششیتقویتی [12] استفاده شده که موجب بهبود الگوی توزیع فشار در افراد دچار ژنوواروم و بهبود الگوی راه رفتن شده است.
در 3 مطالعه از تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزشی بهعنوان پروتکل اصلاحی استفاده شده است که سبب کاهش فاصله بین زانوها و بهبود ژنوواروم شده است [13، 18، 23].
2 مطالعه از پروتکل تمرینی تراباند استفاده کردهاند که این اثرات را در پی داشته است: کاهش فاصله زانوها، افزایش زاویه Q، افزایش تعادل ایستا و پویا [14، 22].
2 مطالعه از تمرینات CEC بهره بردهاند [11، 17] که موجب تأثیرگذاری بر روی این موارد شده است: کاهش حداکثر زاویه چرخش داخلی زانو(40 درصد)، حداکثر ابداکشن هیپ (47 درصد)، حداکثر زاویه چرخش خارجی هیپ (60 درصد)، کاهش حداکثر زاویه دورسی فلکشن مچ پا (26 درصد) و افزایش حداکثر زاویه چرخش خارجی زانو (46 درصد) در اندام غالب. همچنین کاهش حداکثر اینورژن مچ پا (63 درصد)، حداکثر اورژن مچ پا (91 درصد)، حداکثر چرخش داخلی پا (50 درصد)، حداکثر چرخش داخلی زانو (29 درصد)، حداکثر زاویه ابداکشن هیپ (38 درصد) و حداکثر زاویه چرخش خارجی هیپ (60 درصد) در پای غیرغالب.
مقدار زمان رسیدن به حداکثر مؤلفههای نیروی عکسالعمل زمین در راستای عمودی طی مرحله استقرار در پای برتر (با افزایش 11/47 درصد)، مؤلفههای حداکثر نیروهای عکسالعمل زمین در راستای قدامیخلفی در لحظه تماس پاشنه حدود (با کاهش61/90 درصد) در پای برتر و مقدار ضربه در راستای قدامیخلفی (با افزایش حدود 8/27 درصد) در پای برتر بهبود یافته است.
1 مورد مطالعه با تمرینات پیلاتس وجود داشت [16] که بر افزایش گشتاور اکستنشن، کاهش گشتاور فلکشن در زانو، کاهش گشتاور اداکتور و افزایش گشتاور چرخش داخلی هیپ درحین راه رفتن تأثیر گذاشته بود.
در 1 نمونه تمرینات ترکیبی قدرتی و عصبیعضلانی را برای پروتکل اصلاحی خود برگزیده بودند [19] که این اثرات را در پی داشت: کاهش 16 درصدی فاصله بین زانوها، کاهش درد زانو، بهبود ثبات و قدرت استاتیکی لگن و اندام تحتانی و کاهش عدم تعادل عضلانی.
از میان 15 مطالعه مرورشده 6 مطالعه از مقایسه بین تمرینات اصلاحی سنتی ـ تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزش، کنزیوتیپ ـ حرکات اصلاحی منتخب، تمرینات عصبیعضلانی ـ تمرینات چهار سر ران، کششیـ تراباند و تمرینات اسکات با پنجه به داخل استفاده کرده بودند.
نتایج مقایسه بین تمرینات اصلاحی سنتی و تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزش [13] بهبود ساختار بیومکانیکی مفصل و عملکرد عضلات اطراف زانو و بهبود تعادل را نشان داد و تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزش بر تمرینات سنتی برتری دارد.
از سوی دیگر نتایج مقایسه حرکات اصلاحی منتخب و کنزیوتیپ [15] تأثیر یکسان بر روی زاویه Q گروه تیپینگ و گروه تمرینات اصلاحی داشته است. کم شدن فاصله زانوها در هر دو گروه اتفاق افتاده است، ولی در گروه تمرینات اصلاحی مؤثرتر از گروه تیپینگ بود. زاویه زانو در مرحله ایستا، برخورد پاشنه و بلند شدن پنجه در هر دو گروه مؤثر ولی در گروه تیپینگ مؤثرتر از گروه حرکات اصلاحی گزارش شده است. روش تیپینگ نسبت به روش تمرینات اصلاحی منتخب بر اصلاح زاویه کشش عضله چهار سر رانی مؤثرتر بوده است.
مقایسه بین تمرینات عصبیعضلانی و تمرینات چهارسر ران که در یک مطالعه [21] مورد بررسی قرار گرفته است نشان میدهد تمرینات عصبیعضلانی تأثیر بیشتری بر روی درد و عملکرد فیزیکی داشته است. همچنین بهبود سرعت راه رفتن و طول گام و افزایش نمره جهانی پرسشنامه WOMAC در تمرینات عصبیعضلانی بیشتر بوده است.
همچنین نتایج مقایسه بین تمرینات کششی و تراباند [3]، کم شدن فاصله زانوها در هر دو گروه و نتایج مقایسه بین تمرینات اسکوات معمولی و اسکوات با انگشتان رو به داخل [24] نیز کاهش فاصله زانوها در هر دو مورد بوده است.
در تحقیق پارک و همکاران [3] اختلاف فاصله زانوها در پروتکل کششی در پیشآزمون 4/39 و در پسآزمون 3/43 گزارش شده است که باعث شده میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 0/96 باشد و همچنین اختلاف فاصله زانوها در پروتکل تراباند در پیشآزمون 4/71 و در پسآزمون 4/08 و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 0/63 است.
همچنین قاسمی و همکاران [14] اختلاف فاصله زانوها را در پیشآزمون 4/1 و در پسآزمون 3/87 گزارش کردهاند و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 0/23 است.
در مطالعه لی و همکاران [24] اختلاف فاصله زانوها در پیشآزمون 7/85 و در پسآزمون 7/01 گزارش شده است و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 0/84 است.
در همین راستا در مطالعه پوردرویشانی و همکاران [15] اختلاف فاصله زانوها در پروتکل تیپینگ در پیشآزمون 7/13 و در پسآزمون 5/80 گزارش شده است و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 1/33 است. همچنین اختلاف فاصله زانوها در پروتکل اصلاحی منتخب در پیشآزمون 8/57 و در پسآزمون 6 و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 2/57 است.
در مطالعهای دیگر که سانگ و همکاران [16] انجام دادند اختلاف فاصله زانوها در زانوی چپ در پیشآزمون 14/64 و در پسآزمون 9/74 گزارش شده است و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 4/9 است. همچنین اختلاف فاصله زانوها در زانوی راست در پیشآزمون 12/46 و در پسآزمون 10/85 و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 1/61 بود.
مون و همکاران [19] نیز در مطالعه خود اختلاف فاصله زانوها در پیشآزمون را 6/84 و در پسآزمون 5/47 گزارش کردند و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 1/37 بود.
در مطالعه شمس و همکاران [23] اختلاف فاصله زانوها در پیشآزمون 4/10 و در پسآزمون 3/37 گزارش شده است و میزان بهبودی فاصله زانوهای آنها 0/73 است.
طبق اطلاعات مذکور درمورد کم شدن فاصله زانوها میتوان اینطور بیان کرد که در مطالعه سانگ و همکاران که از پروتکل تمرین اصلاحی پیلاتس بهره بردهاند به مقدار بیشتری بهبود دیده شده است.
بحث
هدف از پژوهش حاضر، مروری بر پروتکلهای حرکات اصلاحی در افراد دارای ناهنجاری ژنوواروم و بررسی پژوهشهای انجامگرفته درزمینه تأثیر پروتکلهای حرکات اصلاحی در افراد دارای ناهنجاری ژنوواروم بود.
طبق مطالعات صورتگرفته تمرینات آکادمی ملی پزشکی ورزش تأثیر قابلتوجهی در کم شدن فاصله بین زانوها داشته است. در سال 2010 آکادمی ملی طب ورزش آمریکا یک پروتکل اصلاحی را در قالب یک زنجیره اصلاحی طراحی کرد که شامل 4 مرحله مهار با هدف رهاسازی تنش یا کاهش فعالیت بیشازحد بافتهای نورومایوفاشیال (عصبی ـ عضلانی ـ نیامی) در بدن، افزایش طول بهمنظور افزایش قابلیت کشسانی و طول و دامنه حرکتی، فعالسازی با هدف افزایش فعالسازی بافتهای کمکار و انسجام با هدف بازآموزی عملکرد گروهی عضلات همکار ازطریق حرکات عملکردی پیشرونده بود [25].
تمرینات کششی تقویتی نیز نوع دیگری از تمرینات اصلاحی در جهت بهبود این ناهنجاری بوده است. در مطالعهای که با این پروتکل به اصلاح ناهنجاری پرداخته بود از کشش عضلات ناحیه داخلی ران و زانو (شامل کشش عضلات نزدیککننده ران و عضلات داخلی مفصل زانو در وضعیت نشسته و ایستاده که هر تمرین حدود 20 ثانیه طول میکشید و 5 مرتبه انجام میگرفت) و تقویت عضلات ناحیه خارجی زانو و ابداکتور ران (با دستگاه سیمکش و مقدار مقاومت 60 درصد یک تکرار بیشینه و 10 بار تکرار انجام میشد) در تمرینات استفاده شده بود [12].
در سالهای اخیر استفاده از تمرینات تراباند به علت داشتن هزینه اندک، نیاز به فضای محدود و ایمنی بالا، در بازتوانی مورد توجه قرار گرفته است. از طرفی دیگر، به دلیل استفاده آسان از تراباند، تنوع بالایی که میتوان در حرکات تمرینی اعمال کرد و کاربرد آن در ورزشهای خانگی استقبال زیادی از آن صورت گرفته است. تراباندها، باندهای مقاومتی هستند که از مواد ارتجاعی طبیعی بهصورت ورقه تهیه میشوند و رنگبندی آنها سطح مقاومتی هرکدامشان را نشان میدهد. افراد براساس میزان توانایی و قدرتی که دارند از این کشهای رنگی استفاده میکنند. در تمرین با مقاومت الاستیکی با استفاده از یک تیوب یا کش، همه گروههای عضلانی را میتوان تقویت کرد. علاوهبراین میتوان از هزینه و فضایی که دستگاههای بدنسازی نیاز دارند نیز پرهیز کرد. با کشیدن یک باند کشی، مقاومت آن افزایش مییابد، این مقاومت برای ایجاد قدرت عضلانی، یک محرک روزافزون فراهم میکند و در هر لحظه میتواند یک یا چند مفصل را به کار گیرد و حرکات را مؤثرتر و عملیتر کند.
برنامه تمرینات اصلاحی پیوسته CEC نیز یکی از برنامههای متداول درمانی مربوط به ناهنجاریهای ساختاری است. این برنامه 4 مرحله اصلی دارد: مرحله اول شامل تکنیکهای آزادسازی مایع میانبافتی روی عضلات گلوتئوس میانی، قسمت داخلی بخش همسترینگ و عضله پهن داخلی است. مرحله دوم با استفاده از تکنیکهای کشش ایستا و پویا به کشش روی عضلات گلوتئوس مدیوس، بخش داخلی همسترینگ و عضله پهن داخلی هر دو پا میپردازد. مرحله سوم شامل استفاده از تمرینات تقویتی و تکنیکهای ایزومتریک موضعی است. گروههای عضلانی تقویتی شامل پهن داخلی، دو سر رانی و اداکتورهای ران بودند. مرحله نیز چهارم شامل ادغام بود.
پیلاتس نیز مجموعهای از تمرینات سازمانیافته است که بدن و مغز را برای تحت تأثیر قرار دادن قدرت، استقامت و انعطافپذیری درگیر میکند. این رویکرد تمرینی در وضعیتهای ایستا مانند خوابیده، نشسته و ایستاده، همچنین بدون طی مسافت و بدون پرش و جهش انجام میگیرد. این نوع از تمرینات، برای پیشگیری و درمان ناهماهنگی اندام تحتانی، مکانیسمهای مختلفی را شامل میشود، مانند کشش و تقویت برای افزایش زاویه واروس مفصل زانو و کاهش گشتاور اداکتور مفصل زانو در حین راه رفتن،کاهش زاویه چرخش خارجی پا و کاهش بار در سمت داخلی مفصل زانو.
تمرینات ترکیبی قدرتی و عصبیعضلانی نیز در اصلاح ناهنجاری زانوی پرانتزی نقش مؤثری را ایفا کردهاند. این مطالعه شامل تمرینات مختلف با تمرکز بر اصلاح عدم تعادل عضلانی ناشی از ژنوواروم بود. تمرینات پیشنهادی، ثبات و قدرت استاتیکی لگن و اندام تحتانی را بهبود بخشید. کاهش عدم تعادل عضلانی، احتمالاً با تقویت گروههای عضلانی بزرگ اندام تحتانی (عضلات چهار سر ران و راست رانی) ازطریق تمرینات مقاومتی و با متعادل کردن بار دینامیکی در مفصل زانو بهطور قابلتوجهی درد زانوی ناشی از حرکات بدن را کاهش داد.
نتیجهگیری
نتایج نشان داد پژوهشگران از انواع تمرینات برای اصلاح این ناهنجاری بهمنظور کاهش فاصله بین زانوها و گشتاور چرخش ادداکتوری زانو، بهبود تعادل، توزیع مناسب فشار کف پا، بهبود درد و عملکرد فیزیکی استفاده کردهاند.
باتوجهبه اینکه تمام مطالعات در شرایط یکسان نبودهاند (بهطور مثال تعداد نابرابر نمونهها، شرایط آزمایشگاهی، ابزارهای اندازهگیری و غیره) نمیتوان نتیجهگیری کرد که کدام پروتکل بیشترین اثر را داشته است، ولی میتوان پروتکلهایی که اندازهگیری دقیقی بر روی فاصله زانوها انجام داده بودند را باتوجهبه اختلاف میانگین فاصله زانوها در پیشآزمون و پسآزمون مورد مقایسه قرار داد که در بخش یافتهها به آن پرداخته شده است.
شواهد با کیفیت پایین تا متوسط نشان میدهد ورزش ساختاریافته و تمرینات اصلاحی باید بهعنوان یک گزینه درمانی برای کاهش ژنوواروم در نظر گرفته شود، ما معتقدیم مطالعه مروری ما میتواند برای بسیاری از فیزیوتراپیستها، پزشکان و متخصصان حرکات اصلاحی در حل مشکلات بیماران مبتلا به ژنوواروم، درد زانو در افراد دارای ژنوواروم و استئوآرتریت همراه با ژنوواروم مفید باشد و همچنین انگیزهای برای کار بیشتر و تحقیقات آینده فراهم میکند.
این مطالعه دارای چندین محدودیت است. اول، علیرغم یک جستوجوی جامع، مطالعه ما فقط مواردی را که به زبان انگلیسی و فارسی نوشته شدهاند شامل میشود. دوم، با وجود جستوجوی دقیق، تعداد مطالعات نشان دادهشده نسبتاً کوچک است، سوم اینکه مطالعه ما فقط به بررسی پروتکلهای 10 سال گذشته پرداخته است. همچنین محدودیت سنی جزو معیارهای ورودی نبوده است.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله یک مقاله مروری روایتی است که بر روی نمونههای انسانی و حیوانی انجام نشده است. برایناساس نیاز به کد اخلاق نبود و تمام قوانین اخلاق در پژوهش رعایت شده است.
حامی مالی
این مقاله هیچ کمک مالی از هیچ سازمانی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
تمام نویسندگان در آمادهسازی بخشهای این مقاله مشارکت یکسان داشتهاند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از همه شرکتکنندگان در مطالعه قدردانی میکنند.
References
References