نوع مقاله : گزارش مورد
نویسندگان
گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Background and Aims Platelet-rich plasma (PRP) injection has emerged as a novel intervention in the management of chronic low back pain (CLBP), yet evidence regarding its biomechanical impact on gait symmetry remains limited. This study aimed to assess three-dimensional gait mechanics and symmetry following PRP injection and one-year post-discectomy in a male patient with CLBP.
Methods A single-subject case study was conducted on a 38-year-old male (height: 182 cm, weight: 99 kg, BMI: 29.9 kg/m2) with a history of L5–S1 discectomy. Three-dimensional motion analysis (Motion Analysis Kestrel, Cortex software, version 8.0) and force plates (Kistler 9286 BA) were used to evaluate the lower limb kinematics and ground reaction forces (GRF) during gait, seven days after PRP injection. Spatiotemporal variables, joint range of motion (ROM) in all planes, and symmetry indices were examined.
Results The greatest asymmetry was observed in the knee joint ROM in the frontal plane (swing: 69.78%, stance: 66.77%) and in the transverse plane of the knee (swing: 40.89%) and ankle (stance: 40.25%). Maximal symmetry was noted in the hip (transverse plane, swing: 4.31%). The GRF symmetry index indicated pronounced asymmetry in the mediolateral direction (SI: 112.09%), while vertical and anterior-posterior forces demonstrated acceptable symmetry.
Conclusion Although PRP injection resulted in partial restoration of biomechanical symmetry in some lower limb variables, significant asymmetry persisted in the frontal and transverse planes, especially in the knee joint and mediolateral GRF direction. These findings highlight the complexity of functional recovery post-intervention and suggest the need for multimodal rehabilitation.
کلیدواژهها [English]
Introduction
Chronic low back pain (CLBP) is a prevalent musculoskeletal disorder that may persist even after surgical interventions, like discectomy, often leading to gait impairment and reduced mobility. Platelet-rich plasma (PRP) injection has recently gained attention as a regenerative treatment option for CLBP; however, its effect on biomechanical gait symmetry remains unclear. The aim of this case study was to provide a detailed three-dimensional kinetic and kinematic evaluation of gait symmetry in a patient with CLBP, following PRP injection and one year after discectomy.
Methods
A 38-year-old male patient with a history of L5–S1 discectomy and ongoing CLBP participated in this study. After obtaining ethics approval and informed consent, PRP was injected under ultrasound guidance in the lumbosacral region. Seven days post-injection, three-dimensional gait analysis was performed at the biomechanics laboratory of Kharazmi University. Motion data were captured using an 8-camera Motion Analysis Kestrel system (120 Hz), combined with two Kistler force plates (1000 Hz) for ground reaction force (GRF) measurement. Forty-eight reflective markers were affixed according to the Helen Hayes protocol. The patient completed controlled over-ground walking trials, and at least three valid gait cycles were analyzed. Key measured variables included spatiotemporal parameters, joint ranges of motion (ROM) at the hip, knee, and ankle in all planes, three-dimensional GRFs, and symmetry index (SI) calculated as Equation 1:
1. SI=(X₁-X₂)/[0.5×(X₁+X₂)]×100
for right and left sides.
Results
Gait analysis revealed partial restoration of joint and force symmetry following PRP injection. The hip joint showed acceptable symmetry during swing in the transverse plane (SI: 4.31%), but significant asymmetry in stance (right: 13.96°, left: 8.82°, SI: 45.73%). Pronounced asymmetries were detected in the knee joint, especially in the frontal plane both during swing (SI: 69.78%) and stance (SI: 66.77%); transverse plane symmetry of the knee during swing was also reduced (SI: 40.89%). Ankle symmetry was relatively acceptable during swing but not during stance, with notable differences in frontal and transverse planes (stance SI: 40.25%).
Mediolateral GRF showed severe asymmetry (right: 23.76 N, left: 84.37 N; SI: 112.09%), while vertical and anterior-posterior directions maintained acceptable symmetry indices (2.29% and 10.55%, respectively). Despite some improvement in several gait variables after PRP injection, considerable asymmetries persisted, particularly in the knee and mediolateral force components (Table 1).

Conclusion
PRP therapy after discectomy was associated with partial improvement in gait symmetry, particularly in vertical and anterior–posterior GRFs, but did not fully correct asymmetries, especially those of the knee and in the mediolateral force components. Comprehensive biomechanical analysis demonstrated persistent three-dimensional gait deviations, suggesting the need for additional rehabilitation interventions to restore optimal gait symmetry in patients with CLBP after regenerative or surgical treatments.
Ethical Considerations
Compliance with ethical guidelines
All ethical principles were considered in this article.
Funding
This research did not receive any grant from funding agencies in the public, commercial, or non-profit sectors.
Authors' contributions
All authors contributed equally to the conception and design of the study, data collection and analysis, interpretation of the results, and drafting of the manuscript. Each author approved the final version of the manuscript for submission.
Conflict of interest
The authors declared no conflicts of interest.
Acknowledgments
The authors would like to thank the patient who participated in this study.
مقدمه و اهداف
کمردرد مزمن یکی از شایعترین اختلالات اسکلتیعضلانی در جوامع امروزی به شمار میرود [1] که تأثیرات گستردهای بر عملکرد فیزیکی، کیفیت زندگی و فعالیتهای روزمره بیماران دارد [2]. استراتژیهای حرکتی و الگوهای حرکتی طبیعی در بیماران با کمردرد مزمن بهطور قابلتوجهی دچار اختلال میشوند، بهطوریکه تغییراتی در هماهنگی، کنترل عصبیعضلانی و تقارن حرکت مشاهده میشود که این موارد میتوانند بر عملکرد حرکتی روزمره تأثیرگذار باشند [3]. این تغییرات در الگوی حرکت، بهخصوص در فعالیتهایی مانند راه رفتن، میتواند موجب افزایش درد و ناتوانی شود و کیفیت زندگی بیمار را کاهش دهد. در برخی از بیماران، علیرغم انجام مداخلات جراحی، مانند دیسککتومی، تداوم علائم درد و ناتوانی مشاهده میشود که میتواند به بروز اختلالاتی در الگوی حرکتی، بهویژه در فعالیتهایی مانند راه رفتن، منجر شود [3]. تغییر در تقارن عملکرد اندام تحتانی، توزیع نیروهای اعمالشده و پایداری حرکتی، ازجمله پیامدهای ثانویه کمردرد مزمن هستند که نیاز به سایر مداخلات مؤثر را برجسته میکنند [4، 5].
یکی از روشهای نوین درمانی که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده، استفاده از پلاسمای غنی از پلاکت (PRP)، بهعنوان یک درمان بیولوژیک بازتولیدی است [6]. پلاسمای غنی از پلاکت با دارا بودن غلظت بالایی از فاکتورهای رشد و مواد زیستفعال، میتواند در بهبود بافتهای آسیبدیده، کاهش التهاب و ارتقای بازسازی بافتی مؤثر واقع شود [7]. باتوجهبه تأثیر قابلتوجه اختلالات حرکتی در بیماران کمردرد مزمن، مطالعه اثرات درمانی پلاسمای غنی از پلاکت بر بازگرداندن الگوهای حرکتی طبیعی و تقارن گام اهمیت ویژهای دارد. با وجود کاربرد رو به گسترش این روش در درمان انواع اختلالات اسکلتیعضلانی، هنوز شواهد کافی در خصوص اثرات غیرمستقیم آن بر الگوهای بیومکانیکی حرکتی و بهویژه سیمتری اندامها در بیماران وجود ندارد [8، 9].
ارزیابی دقیق تغییرات عملکردی، پس از مداخلات درمانی، نیازمند استفاده از ابزارها و روشهای استاندارد در علم بیومکانیک است که بتوانند بهصورت عینی، متغیرهای مرتبط با تعادل، تقارن و کیفیت حرکت را اندازهگیری کنند [10]. تحلیل 3 بعدی حرکت، به همراه ثبت نیروهای عکسالعمل زمین، ازجمله روشهای معتبر برای بررسی پارامترهای حرکتی در فعالیتهای عملکردی، مانند راه رفتن محسوب میشوند. بهویژه در مطالعات موردی که تمرکز بر تغییرات فردمحور است، این ابزارها میتوانند تصویری دقیق از الگوهای حرکتی، پیش و پس از مداخله فراهم آورند و به شناسایی اثرات درمانهای نوین در سطح عملکردی کمک کنند.
مطالعه حاضر با بهکارگیری چنین ابزارهایی، تلاش دارد تا گامی مؤثر در جهت تلفیق دادههای بالینی و بیومکانیکی برای بهینهسازی راهکارهای توانبخشی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن پس از جراحی بردارد [11].
در همین راستا، پژوهش حاضر با طراحی یک مطالعه موردی تکبیماری، با هدف بررسی اثرات تزریق پلاسمای غنی از پلاکت بر پارامترهای بیومکانیکی راه رفتن و سیمتری عملکردی اندام تحتانی در بیماری با سابقه دیسککتومی و شکایت از کمردرد مزمن انجام شده است. بهرهگیری از سیستمهای دقیق آنالیز حرکت 3 بعدی و صفحات نیروی حساس، امکان ارزیابی دقیق تغییرات پیش و پس از مداخله را فراهم کرده است. بنابراین نتایج این پژوهش میتواند به درک بهتر از تأثیرات عملکردی مداخلات زیستی نوین کمک کرده و مسیر توسعه درمانهای هدفمند در حوزه توانبخشی بیماران با کمردرد مزمن را هموار کند.
مواد و روشها
این پژوهش بهصورت یک مطالعه موردی تکبیماری و با هدف بررسی تغییرات 3 بعدی بیومکانیک سیمتری اندام تحتانی، حین راه رفتن، به دنبال مداخله تزریق پلاسمای غنی از پلاکت به علت درد مزمن کمری و 1 سال پس از دیسککتومی در ناحیه ساکروم، با رعایت اصول اخلاقی و اخذ رضایتنامه آگاهانه از بیمار انجام شده است.
ویژگیهای شرکتکننده
بیمار موردمطالعه، مردی ۳۸ ساله با قد ۱۸۲ سانتیمتر، وزن ۹۹ کیلوگرم و شاخص توده بدنی برابر با ۹/۲۹ کیلوگرم / مترمربع بود که سابقه دیسککتومی در ناحیه لومبوساکرال (L5–S1)، طی 2 سال گذشته را داشته و همچنان از ناتوانی عملکردی و کمردرد مزمن، همراه با تشدید مداوم، پس از فعالیتهای فیزیکی و کاهش تقارن در الگوی حرکتی شکایت داشت، اما سابقهای از بیماریهای نورولوژیکی، مشکلات تعادلی و آسیب اندام تحتانی دارا نبود.
مداخله درمانی
مداخله درمانی بیمار شامل تزریق یک نوبت پلاسمای غنی از پلاکت اتولوگ به ناحیه لومبوساکرال، تحت هدایت سونوگرافی توسط متخصص طب فیزیکی و توانبخشی بود. در این روش، نمونه خون بیمار پس از سانتریفیوژ، طبق پروتکل استاندارد پلاسمای غنی از پلاکت، به پلاسما و سلولهای خونی تفکیک شده و حدود ۶ میلیلیتر پلاسمای غنی از پلاکت آمادهشده به ناحیه هدف تزریق شد [12]. بیمار به مدت ۷۲ ساعت پس از انجام تزریق، از فعالیتهای سنگین منع شده بود.
طراحی و ابزار اندازهگیری
ارزیابیهای بیومکانیکی سیمتری راه رفتن در بیمار، ۷ روز پس از تزریق، در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده تربیتبدنی دانشگاه خوارزمی کرج توسط یک متخصص بیومکانیک ورزشی، با استفاده از سیستم آنالیز حرکت 3 بعدی کیستلر (Analysis Corp., USA) مجهز به نرمافزار Cortex نسخه 8 انجام گرفت. این سیستم شامل ۸ دوربین مادون قرمز با نرخ نمونهبرداری ۱۲۰ هرتز بود که امکان ثبت دقیق و کامل حرکات در فضای3 بعدی را فراهم میکند. جهت ثبت نیروهای عکسالعمل زمین از 2 صفحه نیرو کیستلر مدل 9286 BA و با ابعاد ۴۰×۶۰ سانتیمتر و نرخ نمونهبرداری ۱۰۰۰ هرتز استفاده شد. همچنین صحت کالیبراسیون سیستمها پیش از هر آزمون بررسی و تأیید شد.
برای ثبت حرکات، از ۴۸ مارکر بازتابدهنده استفاده شد که مطابق پروتکل اصلاحشده هلن هایز روی نقاط آناتومیکی کلیدی بدن فرد شامل لندمارکهای اندام تحتانی، لگن، ستون فقرات کمری و فوقانی، شانهها، آرنجها و مچ دستها نصب شدند [13، 14]. نصب مارکرها توسط یک اپراتور متخصص بیومکانیک با رعایت اصول آناتومیکی انجام شد و موقعیت اولیه مارکرها نیز توسط سیستم تأیید شد.
پروتکل اجرایی
آزمون بیومکانیکی در این فرد شامل گامبرداری کنترلشده با سرعت انتخابی خود فرد، در مسیری مشخص به طول ۱۰ متر بود. در این مسیر، فرد بهگونهای راه رفت که 1 بار پای چپ و 1 بار پای راستش، بهصورت کامل روی صفحه نیرو قرار گیرد. تمامی مارکرها توسط دوربینها رؤیت شدند. برای تنظیم قرارگیری پای آزمودنی بر روی صفحه نیرو طی راه رفتن، 5 مرتبه عمل راه رفتن بهطور آزمایشی توسط آزمودنی انجام گرفت. پس از آن 3 کوشش قابلقبول با سرعت راه رفتن خودانتخابی انجام شد. هر آزمون حداکثر ۳۰ ثانیه به طول انجامید و بین آزمونها ۶۰ ثانیه استراحت فعال جهت جلوگیری از خستگی بیمار در نظر گرفته شد. تمام آزمونها در شرایط محیطی کنترلشده (دمای اتاق: ۲۴-۲۲ درجه سانتیگراد، نور ثابت، بدون اختلالات صوتی یا حرکتی محیطی) انجام شد. آزمونها توسط دو ناظر مستقل (1 متخصص بیومکانیک ورزشی و 1 متخصص امور آزمایشگاهی بیومکانیک) ثبت شدند.
پردازش دادهها
دادههای خام حاصل از سیستم آنالیز حرکت 3 بعدی و صفحات نیروهای عکسالعمل زمین، پس از ثبت اولیه، جهت افزایش دقت و حذف نویز مورد پردازش اولیه قرار گرفتند. دادههای مکانیابی مارکرها با استفاده از فیلتر پایینگذر باترورث چهارم درجه و با فرکانس قطع ۶ هرتز فیلتر شدند. همچنین، دادههای نیروهای عکسالعمل زمین با استفاده از فیلتر پایینگذر باترورث چهارم درجه و با فرکانس قطع ۲۰ هرتز پردازش شدند تا نویزهای ناشی از محیط و فرآیند ثبت حذف شوند.
تمام مراحل پردازش با استفاده از نرمافزار کورتکس نسخه 8 و نرمافزار متلب نسخه 2024 انجام شد. دادههای پردازششده سپس جهت استخراج پارامترهای بیومکانیکی دامنه حرکتی مفاصل و نیروهای عکسالعمل زمین به تحلیلهای بعدی منتقل شدند.
تحلیل دادهها
دادههای حرکتی و نیرویی ثبتشده، پس از استخراج توسط نرمافزار Cortex پیشپردازش شدند و تحلیلهای نهایی نیز براساس دستورالعمل استاندارد انجمن بینالمللی بیومکانیک (ISB) انجام گرفت [14]. سپس با استفاده از نرمافزار متلب نسخه 2024 متغیرهای دامنه حرکتی 3 مفصل ران، زانو و مچ پا در 3 بعد و در 2 پا حین 2 فاز استنس و سوئینگ و همچنین حداکثر نیروی عکسالعمل 3 بعدی زمین در 2 پا استخراج شدند. به دلیل طراحی تکبیماری مطالعه حاضر، تنها تحلیل آماری توصیفی برای ارائه تغییرات انجام شد. همچنین از شاخص تقارن برای تعیین میزان تقارن بین 2 پا در هر متغیر براساس مطالعات قبل [15] و توسط فرمول شماره ۱ انجام شد.
1. symmetry index(SI)= (X1-X2)/(0.5*(X1+X2))×100
در این معادله X1 و X2 نشاندهنده هرکدام از متغیرهای موردبررسی به ترتیب در پای راست و چپ هستند.
یافتهها
پارامتر های استخراجشده، پس از تحلیلهای بیومکانیکی، با استفاده از جداول و شکلها توصیف شدند، علاوهبراین شاخص تقارن، برای هریک از آنها محاسبه شد و در قالب جدول گزارش شد. نتایج، بهصورت 2 بخش اصلی شامل «دامنه حرکتی مفاصل اندام تحتانی» و «نیروهای عکسالعمل زمین» در ادامه گزارش شده است.
نتایج سیمتری دامنه حرکتی مفاصل اندام تحتانی
دامنه حرکتی مفاصل ران، زانو و مچ در فازهای نوسان و استقرار راه رفتن به تفکیک در 3 صفحه حرکتی (ساجیتال، فرونتال و ترانسورس)، پس از تزریق پلاسمای غنی از پلاکت در هر دو اندام تحتانی اندازهگیری شد. همانطور که در جدول شماره 1 نشان داده شده است، در مفصل ران، دامنه حرکتی در فاز نوسان نسبتاً مشابه بوده است.

در فاز استقرار نیز در 2 صفحه ساجیتال و فرونتال تفاوت زیادی دیده نشد، اما در صفحه حرکتی ترانسورس (عرضی) در پای راست، دامنه حرکتی 13/96 درجه و در پای چپ 8/82 درجه بوده است که نسبتاً تفاوت زیادی بین 2 پا را نشان میدهد (تصویر شماره 1-b). در مفصل زانو، در صفحه حرکتی فرونتال تفاوت بسیار زیادی بین 2 پا در هر دو فاز نوسان و استقرار وجود داشته است (تصویر شماره 1 c و d). علاوهبراین در صفحه حرکتی ترانسورس نیز در فاز نوسان دامنه حرکتی زانوی پای راست 6/04 و پای چپ 3/99 درجه بوده است که نشاندهنده تفاوت نسبتاً زیادی است (تصویر شماره 1-c). در مفصل مچ پا در فاز نوسان، تفاوت زیادی بین 2 پا در دامنه حرکتی در 3 صفحه مشاهده نشد، اما در فاز استنس در صفحه حرکتی فرونتال و ترانسورس، تفاوت، حدود 3/5 درجه بین 2 پا در دامنه حرکتی بود (تصویر شماره 1-g).


میزان تقارن، بین دامنه حرکتی دو پای راست و چپ در جدول شماره 2، براساس فرمول شماره 1 گزارش شده است [15]. همانطور که نتایج جدول نشان میدهد، دامنه حرکتی زانوی چپ و راست در صفحه حرکتی فرونتال در 2 فاز نوسان و استقرار به ترتیب 69/78 و 66/77 درصد گزارش شده است که کمترین میزان تقارن به شمار میرود. علاوهبراین در صفحه حرکتی ترانسورس، شاخص تقارن در مفصل زانو طی فاز نوسان و در مفصل مچ پا طی فاز استقرار، بهترتیب 40/89 و 40/25 درصد گزارش شد که نشاندهنده تقارن نسبتاً کم بین دو پا است. بیشترین میزان تقارن بین دو پا با مقدار شاخص تقارن 31/4 درصد، در مفصل ران و در صفحه حرکتی ترانسورس طی فاز نوسان مشاهده شد.

نتایج سیمتری نیروهای عکسالعمل زمین
حداکثر مقادیر نیروی عکسالعمل زمین در 3 راستای اصلی (عمودی، قدامیخلفی، داخلیخارجی) برای هر اندام تحتانی پس از تزریق پلاسمای غنی از پلاکت بهصورت جداگانه استخراج و تحلیل شد. باتوجهبه نتایج، در میزان نیروی عکسالعمل زمین، در 2 راستای قدامیخلفی و عمودی تفاوت چندانی بین دو پا مشاهده نشد، اما در راستای داخلیخارجی میزان حداکثر نیروی عکسالعمل زمین در پای راست و چپ به ترتیب 23/76 و 84/37 نیوتن بوده است که تفاوت زیادی بین 2 پا را نشان میدهد (جدول شماره ۳) (تصویر شماره 2).


علاوهبراین میزان شاخص تقارن نیروی عکسالعمل زمین بین 2 پا (براساس فرمول شماره 1) [15] در 2 راستای قدامیخلفی و عمودی در جدول شماره 4 به ترتیب 10/55 و 2/29 درصد گزارش شده است که نشان از تقارن مطلوب بین 2 پا است، اما در راستای داخلیخارجی این میزان 112/09 درصد گزارش شده است که هیچگونه تقارنی بین 2 پا در این راستا دیده نمیشود (تصویر شماره 2).

بحث
هدف از این مطالعه موردی، بررسی تغییرات 3 بعدی بیومکانیک سیمتری در مفاصل اندام تحتانی پس از تزریق پلاسمای غنی از پلاکت در بیماری با سابقه کمردرد مزمن پس از 1 سال دیسککتومی بود. نتایج نشان داد علیرغم وجود تقارن نسبی در برخی متغیرهای کینماتیکی و کینتیکی، عدم تقارن قابلتوجهی در برخی صفحات حرکتی و راستاهای نیرو، بهویژه در مفصل زانو و راستای داخلیخارجی نیروهای عکسالعمل زمین وجود دارد که نیازمند تفسیر دقیق درزمینه بازسازی عملکرد حرکتی پس از مداخلات زیستی است.
ازمنظر کینماتیکی، نتایج حاکی از آن است که بیشترین میزان عدم تقارن در مفصل زانو و در صفحات حرکتی فرونتال و ترانسورس دیده شده است، بهگونهای که شاخص تقارن در این صفحات در فازهای نوسان و استقرار و بهترتیب تا 69/78 و 66/77 درصد کاهش یافته و در فاز ترانسورس نیز به 40/89 درصد رسیده است. این میزان از عدم تقارن، مطابق با معیارهای سایر پژوهشهای گذشته [16، 17]، نشاندهنده اختلال قابلتوجه در عملکرد تقارنی اندامهای تحتانی است که میتواند با الگوهای جبرانی ناشی از کاهش پایداری مرکزی یا تغییرات عضلانی پس از مداخله مرتبط باشد. علاوهبراین، دامنه حرکتی مفصل ران در صفحه ترانسورس در فاز استقرار تفاوت محسوسی بین 2 اندام نشان داد (13/96 درجه در پای راست در مقابل 8/82 درجه در پای چپ)، که ممکن است ناشی از تفاوت در الگوی درگیری عضلات اطراف لگن باشد. مطالعات قبلی نشان دادهاند افراد مبتلا به کمردرد مزمن، بهطور معمول دارای نقص در کنترل ناحیه لگن و تنه هستند که این موضوع بر الگوی حرکتی اندام تحتانی نیز تأثیرگذار است [17، 18].
در مفصل مچ پا، اگرچه در فاز نوسان تفاوت قابلملاحظهای مشاهده نشد، اما در فاز استقرار در صفحات فرونتال و ترانسورس، اختلافی در حدود 3/5 درجه در دامنه حرکتی گزارش شد. این موضوع میتواند حاکی از نقش محدود، اما مؤثر این مفصل در اصلاح جبرانهای حرکتی ناشی از عدم تقارن در مفاصل پروگزیمالتر باشد. اهمیت این یافته زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم کنترل حرکات مچ پا، بهویژه در فاز استنس، برای حفظ ثبات پاسچرال و توزیع مناسب نیرو در زنجیره حرکتی تحتانی ضروری است [17، 18].
یکی از نکات قابلتوجه در یافتههای این مطالعه، تأثیرپذیری بیشتر مفاصل زانو و مچ پا، نسبت به مفصل ران در مواجهه با عدم تقارن حرکتی است. این پدیده میتواند ناشی از نقش عملکردی متفاوت این مفاصل در راه رفتن باشد. بهویژه آنکه مفصل زانو، بهعنوان نقطه محوری کنترل تعادل پویا، در برابر اختلالات ناشی از کمر یا لگن، آسیبپذیرتر عمل میکند. براساس تحقیقات انجامشده در گذشته [19، 20]، بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، دچار تغییراتی در الگوهای حرکتی زانو در صفحات داخلیخارجی و چرخشی هستند که مشابه الگوهای مشاهدهشده در مطالعه حاضر است. این مسئله اهمیت بازتوانی هدفمند برای مفاصل دیستالتر را در کنار درمان موضعی درد تقویت میکند.
باتوجهبه عدم تقارنهایی که در دامنه حرکتی مفاصل زانو و مچ پا در این تحقیق مشاهده شد، میتوان بیان کرد همچنان یک هفته پس از مداخله با پلاسمای غنی از پلاکت جهت کنترل درد، بروز عدم تقارن در اندام تحتانی کنترل نشده است که البته این نتایج همسو با نتایج مطالعات چانگ و همکاران [6]، آکدا و همکاران [8] و لوی و همکاران [12] بوده که گزارش کردهاند تزریق پلاسمای غنی از پلاکت باعث کاهش درد میشود، اما با گذشت حداقل 2 ماه پس از تزریق، تأثیرات بهبودی آن بیشتر خواهد شد. از سویی بیلی و همکاران [5] در مطالعه خود گزارش کردهاند که مداخلات غیرجراحی، تأثیر چندانی بر بهبود درد و ناتوانی عملکردی در افراد در طولانیمدت نخواهد داشت و مداخلات جراحی، از جمله میکرودیسککتومی، نسبت به مراقبتهای غیرجراحی برتری دارد که البته این نتایج ناهمسو با برآوردهای مطالعه حاضر است.
دامنه حرکتی در مفصل ران علیرغم آنکه در فاز نوسان اختلاف کمی بین 2 پا نشان داد، اما در فاز استقرار، بهویژه در صفحه ترانسورس، تفاوت قابلتوجهی در آن مشاهده شد. این امر میتواند نشاندهنده محدودیت در چرخش داخلیخارجی لگن، به علت کاهش کنترل عضلات تثبیتکننده در عمق لگن، نظیر گلوتئوس مدیوس و پیریفورمیس باشد. از دیدگاه بیومکانیکی، توانایی چرخش لگن در صفحه عرضی، نقشی کلیدی در فاز استقرار دارد، چرا که هماهنگی بین چرخش لگن و تنه، برای حفظ مرکز فشار در محدوده تعادل ضروری است [21]. کاهش دامنه حرکتی در این محور ممکن است منجر به استراتژیهای جبرانی در سطوح پایینتر زنجیره حرکتی، مانند زانو و مچ پا شود که یافتههای مطالعه حاضر نیز آن را تأیید میکنند.
در بخش تحلیل کینتیکی سیمتری راه رفتن، تفاوت زیاد در نیروی عکسالعمل زمین در راستای داخلیخارجی (84/37 نیوتن در پای چپ در مقابل 23/76 نیوتن در پای راست) و شاخص تقارن، بیش از 112 درصد نشان از عدم تعادل بالا در سمتهای جانبی بود. این یافته میتواند بیانگر پایداری نامتقارن، حین ایستادن و گامبرداری باشد که احتمالاً از اختلال در توزیع بارگذاری ناشی میشود. از طرفی، نتایج، حاکی از این بود که شاخصهای تقارن نیرو در راستاهای عمودی (2/29 درصد) و قدامیخلفی (10/55 درصد) در محدوده قابلقبول قرار داشتند که این امر میتواند ناشی از بازگشت نسبی عملکرد فشاری و پیشرانی، پس از تزریق پلاسمای غنی از پلاکت باشد. بااینحال، وجود ناهماهنگی در راستای جانبی، حاکی از آن است که بهبودهای ایجادشده در نتیجه مداخلات درمانی غیرجراحی تزریقی چون پلاسمای غنی از پلاکت، ممکن است در همه ابعاد عملکردی یکنواخت نباشد.
از سوی دیگر نیز این موضوع میتواند بیانگر استراتژی جبرانی حرکتی برای پایدارسازی مرکز جرم بدن حین راه رفتن باشد. در شرایطی که کنترل جانبی تنه و لگن مختل شود، فرد، ناچار به جابهجایی بیشازحد وزن به یک سمت، برای ایجاد تعادل دینامیک میشود که منجر به اعمال نیروی جانبی نابرابر در دو اندام تحتانی و درنتیجه عدم تقارن خواهد شد. از منظر بیومکانیکی، این الگو، بیانگر افزایش ممان چرخشی اضافی در سطح مفصل ران و فشار بر ساختارهای بافت نرم، نظیر لیگامانهای کولترال زانو است که در درازمدت میتواند منجر به آسیبهای ثانویه نیز بشود. مطالعات گذشته نشان دادهاند کمردرد مزمن عموماً همراه با اختلالاتی در الگوی راه رفتن، بهخصوص نیروهای عکسالعمل زمین بین اندام تحتانی راست و چپ است [6]. بااینحال در مطالعه حاضر دیده شد مداخلات غیرجراحی میتواند به بهبود تقارن نیروی عکسالعمل زمین، بین پای راست و چپ، حداقل در 2 صفحه حرکتی منجر شود که این یافتهها همسو با نتایج تحقیق کریکوکیاس و همکاران [22] بود که در مطالعه خود گزارش کردند جهت بهبود عدم تقارن در متغیرهای کینماتیکی و کینتیکی الگوی راه رفتن در پای راست و چپ، مداخلات غیرجراحی میتواند مفید باشد.
علاوهبراین در برخی مطالعات گذشته نیز نشان داده شد که عدم تقارن در صفحه جانبی میتواند پس از گذشت 2 ماه و با افزایش میزان تأثیرات تزریق پلاسمای غنی از پلاکت، کمتر شده و رو به بهبودی برود [6، 8، 12].
ازجمله محدودیتهای این مطالعه میتوان به طراحی موردی، عدم ارزیابی در 2 مرحله پیش و پس از تزریق و نداشتن پیگیری طولی اشاره کرد که تعمیم نتایج را محدود میکند. بنابراین پیشنهاد میشود مطالعات آینده، به بررسی اثر تزریق پلاسمای غنی از پلاکت در قالب کارآزماییهای بالینی و ارزیابیهای طولی و بهصورت پیشآزمون پسآزمون بپردازند و نیز تأثیر سایر مداخلات مکمل درمانی غیرجراحی و تهاجمی را بررسی کنند. همچنین ممکن است در تحقیقات آینده مشخص شود که ترکیب مداخله پلاسمای غنی از پلاکت با تمرینات تخصصی مبتنی بر بازآموزی حرکتی بتواند به بهبود مؤثرتر تقارن عملکردی و بازسازی کاملتر الگوی راه رفتن کمک کند.
نتیجهگیری
نتایج این مطالعه موردی نشان میدهد مداخله درمانی با تزریق پلاسمای غنی از پلاکت در یک بیمار مبتلا به کمردرد مزمن پس از 1 سال دیسککتومی، میتواند به بهبود نسبی در برخی شاخصهای بیومکانیکی راه رفتن منجر شود. بااینحال شواهد بیومکانیکی حاصل از تحلیل حرکت سهبعدی و نیروهای عکسالعمل زمین نشان میدهد اصلاح کامل ناهنجاریهای حرکتی و بازگشت به الگوی حرکتی متقارن و پایدار، بهویژه در مؤلفههای کنترل جانبی و تعادل دینامیک، صرفاً با مداخله زیستی حاصل نمیشود. بنابراین به نظر میرسد حصول نتایج درمانی پایدار و بازیابی بهینه عملکرد حرکتی، نیازمند بهکارگیری رویکردهای ترکیبی و چندبُعدی باشد. علاوهبراین، شاخص تقارن بهعنوان ابزار کمی و عینی در ارزیابیهای کلینیکی راه رفتن میتواند نقش مهمی در پایش روند بازتوانی و سنجش اثربخشی مداخلات ایفا کند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
در اجرای پژوهش ملاحظات اخلاقی مطابق با دستورالعمل کمیته اخلاق دانشگاه خوارزمی در نظر گرفته شده است.
حامی مالی
این مقاله هیچگونه کمک مالی از سازمان تأمینکننده مالی در بخش های عمومی و دولتی، تجاری، غیرانتفاعی دانشگاه یا مرکز تحقیقات دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از تمامی افرادی که در این مطالعه شرکت کردند، تشکر و قدردانی میکنند.
References